عشقمبی
دیروز تو خونه کار می کردم و دخملی حرف میزدم. معمولا دخمل رو صدا می زنم و ازش سوال می پرسم تا جواب بده که هم چیز هایی که یاد گرفته یادش نره هم تلفظ دقیقشون رو یاد بگیره.
خلاصه اش داشتم سوال و جواب می کردم و اسم آشنا ها رو ازش می پرسیدم که نوبت به خودم رسید گفتم: من کی ام؟ 
گفت: عشقمبی. 
گفتم: چی می گی مامان؟
گفت: عشقمبی .
نفهمیدم چی میگه گفتم: چی میگی عشقم؟
دوباره گفت: عشقمبی.
یه هو یه جرقه زد تو ذهنم یعنی می گه عشقم؟
چند بار دیگه ازش پرسیدم وروجک به من می گه عشقم بی یعنی همون عشقمی. 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عشقمبی 
